تبليغاتX
انتخاب هشتم

همواره شاهد آدمهایی بوده ایم که با این شعار زندگی کرده که

    " آهسته بیا و آهسته برو که گربه شاخت نزند ".

اینها به قول خودشان به هیچ دسته و گروه و حزب و جناح سیاسی تعلق ندارند و البته این را آشکارا و به کسانی که در مسند قدرت هستند اظهار نمی کنند ، بلکه این مطلب را به کسانی که از قدرت فاصله دارند می گویند.

اما وقتی در جلسه ای که در حضور آقای وزیر یا وکیل یا مدیر کل یا ... باشد کاسه داغتر از آش شده و از هر فرد حزبی و جناحی تندروتر می شوند.هرچه آقایان بگویند او قبل از همه و مثل بز اخوش با تکان دادن سر ، هرچه در آن و بر آن است تایید می کند که گویی این حرف خود اوست اما از قضا از دهان آقای ... درآمده است.

این آدمها از اول تا به امروز نان همین رفتار را خورده اند و ای کاش فقط نان را می خوردند و لگد به سفره نمی زدند ، اینها دارای شامه ای قوی هستند و بیشتر هم از همین وسیله استفاده می کنند.

آدمهایی را که احتمالاً قرعه ی فال بنام آنها باشد زود پیدا می کنند ، دور و بر آنها می پلکند و تعریف و تمجید می کنند ، طوری با آنها مراودات را آغاز می کنند که گویی سالهاست یار و یاور هم بوده اند ، البته از چیزی هم هراس ندارند چون می دانند که چیزی برای از دست دادن ندارند و به دنبال بدست آوردن هستند.

البته بحث یک طرفه نیست و فقط مشکل این آدمها هم نیستند بلکه با کمال تاسف کسانی که اینان دورشان جمع می شوند نیز چیزی بیشتر از این نوع آدمها ندارند.شخصیت هر دو این گروه از آدمها مشابه یکدیگر است و او نیز چنین آدمهایی را می خواهد که تاییدش کنند ، چاپلوسی و تملق او را بگویند و به به و چه چه بگویند که اگر این آدمها نباشند جایی برای آنها نیست.

این مقدمه را گفتم تا کمی به اشخاصی که هر چه جستجو می کنی سابقه ای از آنها نه در قبل از انقلاب ، نه در بعد از انقلاب ، نه در هشت سال جنگ ، نه در جناح راست و نه در جناح چپ اثری یافت نمی شود.

اینها بعد از روی کار آمدن هر جناحی امکان تغییرشان برای چند  روز یا چند ماه وجود دارد اما با توجه به زبان چرب و نرمی که دارند و پررویی که از خصوصیات اینهاست عقب نشینی نمی کنند و خودشان را با واسطه و سفارشات و هدایا و شیون و زاری دوباره نزدیک می کنند و باز سعی می کنند نردبان ترقی را آنچنان بچسبند و آنقدر سینه خیز و بشین و پاشو می روند تا بالاخره پله ای بالاتر بروند.

مثال زیاد است اما بنا بر این نیست که نامی برده شود که البته این چنین افرادی را بایستی به مردم شناساند تا ننشینند و بگویند که کلاه  سر همه ی آنها گذاشتیم.

در این نگاشته اشاره ای به خصلت های این چنین افرادی شد و اگر احساس شود که این بی هویتها دست از سر مردم بر نمی دارند و هر روز تحت پوشش این و آن در حال سودجویی خودشان هستند به بیان خصوصیات بیشتری از آنها پرداخته خواهد شد.

+ به قلم : حسن قائدزاده  | 

درود بر شما عزیزان

سرانجام بعد از گذشت چندی وب سایت خود را راه اندازی نمودم تا بتوانم از این پس ارتباطی نزدیکتر و کاملتر با شما کاربران گرامی داشته باشم.با امید به اینکه این وب سایت بتواند تعامل بیشتری را برقرار نماید.www.8news.ir

+ به قلم : حسن قائدزاده  | 

انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی در پیش است.مردم و دولت هر دو در این انتخابات دخیل و سهیم هستند.دولت به معنی اعم آن ( ترکیبی از وزارت کشور و شورای نگهبان ) مسئولیت برگزاری انتخابات در چارچوب قانون را به عهده دارند و مردم نیز به عنوان رای دهنده مسئولیت سنگین انتخاب و کاندیداها نیز ضمن اینکه در آزمایش انتخاب هستند بایستی تمام تلاششان را بر محوریت مردم قرار دهند تا بجای وکیل مردم ، وکیل الدوله نشوند.

انتخابات نقطه اتصال ملت و دولت است.اگر این انتخابات طبق قانون برگزار شود و حقوق ملت رعایت شود این انتخابات پرشورتر و حضور مردم گسترده تر، در نتیجه این اتصال محکمتر و شکیلتر خواهد بود و طبیعی است  مردم کسی را که از جنس خود آنان است انتخاب می کنند.

بعضی ها با این منطق که ما بایستی  ذائقه مردم را عوض کنیم ، بجای مردم تصمیم می گیرند و همینگونه تصمیم هاست که به قول معروف مثل برچسب های ناچسب است و هرگز با هم دیگر جفت نمی شوند.

اگر نمایندگان مردم رای اکثریت کسانی را که واجد شرایط رای دادن می باشند ، داشته باشند طبیعی است که از پشتوانه قوی مردمی برخوردار باشد ، و این پشتوانه در تصویب قانون در رای به دولت در همدلی بین مردم و مسئولین بسیار موثر خواهد بود.

آیا جایگاه نماینده ا ی که تقریباً 10% آراء واجدین شرایط رای دادن در انتخابات را دارد در بین مردم به مانند نماینده ای است که رای بالاتر از 40% واجدین شرایط  رای دادن را داراست ؟ گر چه هر دو نماینده هستند اما این کجا و آن کجا؟

+ به قلم : حسن قائدزاده  | 

مدت یک ماه از تصمیم مجلس و دولت بر اجرای سهمیه ی بندی بنزین می گذرد ، بی شک هم دستگاه تقنینی و هم دستگاه اجرایی صرفه جویی را مد نظر داشته و دارند اما این طرح از جهات مختلف جای بررسی دارد.دخل و خرجش حساب شود تا اینکه بعد از گذشت مدت مدیدی و وارد شدن ضرر و زیان با عرض پوزش عتایش به لقایش بخشیده نشود.

در حالی که اقتصاددانان و حتی مسئولین مملکت بحث آزاد سازی اقتصادی را دارند و مشغول اجرای اصل 44 می باشند.حرکت اخیر سئوال برانگیز است.مگر در بازار اقتصاد آزاد بحث اصلی عرضه و تقاضا نیست؟؟چرا این عرضه و تقاضا را با اجرای طرح هایی که نه سیخ بسوزد و نه کباب برنامه ریزی نمی کنید؟حتماً باید در تولید بنزین قصور داشته باشیم که برای جبران آن دست به دامن بنزین وارداتی شویم در حالی که بر اقیانوسی از نفت سکنی گزیده ایم و به اعتراف خودمان گازوئیل و بنزین از مملکت قاچاق می شود. آیا نمی شد یا نمی شود جبران این کسری بنزین را با تاسیس پالایشگاه و فروش محصولات آن به دیگر کشورها هم نیاز آنها را برآورده کرد و هم درآمدی برای کشور کسب کرد و هم مشکلات داخلی را حل نمود.

چرا بعد از چند سال هنوز خودروهای از رده خارج ‌، بنزین این مملکت را می بلعند و در سهمیه بندی بنزین نیز برایشان کارت هوشمند سوخت صادر می شود؟

چرا همه چیز بر اساس نیازهای پایتخت سنجیده می شود ؟ در شهرستانهای کشور چه خبر است ؟ وسائط نقلیه عمومی در سایر شهرستانهای کشور کافیست ؟

در نقاط جنوبی کشور که درجه دما در فصل گرما به بالای 50 درجه میرسد و رطوبت در بنادر به بالای 80% می رسد و قدرت نفس کشیدن را از مردم سلب می کند می شود مدت یک ساعت انتظار یک وسیله نقلیه عمومی ماند؟

اگر این روزها به بنادر گناوه و دیلم گذری داشته باشید می بینید یا می شنوید مردم چه می گویند ؛ بازار از رونق افتاده و مردم منتظر مشتری می باشند ولی از آنها خبری نیست!!.میگویند با نبود بنزین دیگر از شهرهای همجوار جهت خرید به این دو بندر نمی آیند.بیکاری سایه شوم خود را بر سر این دو شهر افکنده.

اگر هزینه های بحق دولت هارا در جهت اشتغال زایی در نظر بگیریم آیا لزومی ندارد که مسئولین جهت اشتغال و گذران زندگی مردم این دو بندر فکری اساسی بکنند؟ آیا مسئولین زمزمه ی ورود بنزین به صورت قاچاق از کشورهای همجوار را نشنیده اند.اگر این موضوع صحت دارد چه تصمیمی گرفته اند؟

خوب فکر کنید ، بهترین تصمیم را بگیرید

+ به قلم : حسن قائدزاده  | 

از ساعت 5:30 دقیقه بامداد تا ساعت 9:30 دقیقه به مدت 4 ساعت برق قسمتی از شهر بوشهر   ( کوی نیدی جنوبی ) خیابان امام رضا قطع بود.

گرما طاقت فرساست ؛ در سالهای گذشته هزینه های سنگینی جهت بهبود برق شهرستان اختصاص داده شده اما تا زمانی که وضعیت شبکه بهبود پیدا نکند در روزهایی که رطوبت بالای 80 % است این مشکل وجود خواهد داشت.

از همان ساعات اول سعی کردم با اتفاقات برق تماس داشته باشم و مشکل را جویا شوم اما تاسف از این است که اتفاقات برق جواب مردم را نمی دهد و یا خط تلفن مربوطه مشغول می باشد ، حتی تلفن همراه آقای رئیس برق شهرستان هم جواب نداد.

با معاونت محترم برق استان تماس گرفتم. جناب آقای مهندس سجادی قول پیگیری دادند ، انسان دلسوز و باتدبیری می باشد ؛ چند سالی با ایشان کار کرده ام.

به جناب آقای فرماندار زنگ زدم و موضوع را با ایشان در میان گذاشتم ، بخصوص عدم پاسخ دادن به تلفن ها توسط اتفاقات برق.

در نهایت با تلاش  کارگران زحمت کش ، برق پس از 4 ساعت وصل شد. 
+ به قلم : حسن قائدزاده  | 

13رجب روز تولد مولود کعبه است ، روز تولد علی ( ع ) آن انسانی که جامعه ما قرنهاست که افتخار میکند پیرو آن امام است ، اما چقدر از رفتارها و گفتارهای آن حضرت را در زندگی الگو و سر مشق خود قرار داده و می دهد.این سئوالی است که هرکس باید از خود و دیگران بپرسد ، و تنها به جوابش اقناع نشود ؛ بلکه بایستی دقیق شد که به آنچه می گوید اعتقاد دارد ، عمل می کند ، از او شواهد و مدارک خواست ، مخصوصاً اگر آن شخص مسئول است باید دید چقدر از آنچه علی ( ع ) می گفت و عمل می کرد او هم به آن مقید است.البته توقع نیست که مثل علی ( ع ) باشد بلکه بایستی این مسیرش باشد و در این مسیر گام بردارد.

مهم انتخاب درست است اگر مسیر را درست انتخاب کنی ، اگر هدف مشخص شده باشد به مقصد خواهی رسید به قول معروف " دیر یا زود دارد اما سوخت و سوز ندارد " .

امروز رئوفت علی ( ع ) در برخورد با مخالفینش ، مخالفینی که می خواستند که علی ( ع ) نباشد و به خون او تشنه بودند چقدر در جامعه ما و در رفتار مسئولین ما هست ؟

علی در تقسیم بیت المال به عدالت رفتار می کرد یا سهم خویشان و نزدیکان خود را بیشتر از دیگران در نظر می گرفت ؟ نه تنها این چنین رفتاری با خویشان نداشت که برعکس سهم مخالفان خود را مثل سهم دیگران می داد.او حقوق مخالفان را در همه حال رعایت می کرد.آیا امروز این تحمل هست ؟ اگر چه آن جناب در چهار سال و اندی مدت امامت و خلافتش درگیر سه جنگ داخلی سنگین شد اما هرگز در این مدت کسی را از گفتن ولو بر علیه خود منع نکرد و تا زمانی که مخالفینش به روی جامعه شمشیر نکشیدند و نظم اجتماعی را به هم نزدند بر علیه آنها جز به موعظه و پند و آگاهی جامعه از فتنه ای که در راه است اقدام نکرد.

در جنگ جمل بر جنازه مخالفینش گریست و از خوبیهای گذشته آنان یاد کرد . در جنگ صفین با همه ی ظلمی که بر او رفت  بازی حکمیت را به خاطر جامعه اسلامی پذیرفت ، با نهروانیها تا آنجا که نظم جامعه را به خطر نینداخته بودند مدارا کرد و بعد از سرکوب آنها دیگران را از تعقیب آنها منع کرد.

به فرزندان خود در لحظات آخر عمر سفارش به تقوای الهی و نظم در امور کرده و عاقبت در مورد قاتل خود نیز سفارش به رعایت حقوق وی نمود.

به امید روزی که پیرو راستین علی ( ع ) باشیم   

+ به قلم : حسن قائدزاده  |